جودر
لغت نامه دهخدا
جودر. [ ج َ / جُو دَ] ( اِ ) گیاهی است خودرو که بیشتر در میان زراعت و جو میروید و دانه آن کوچک و باریک میباشد و آنرا بعربی طمج میگویند. ( برهان ). جوذر. ( حاشیه برهان چ معین از دزی ج 1 ص 178 ) ( لکلرک ج 1 ص 387 ):
سوی گاویکسان بود کاه و دانه
بکام خر اندر چه میده چو جودر.ناصرخسرو. || گاو را نیز گویند که عربان بقر خوانند. ( برهان ). جوذر. جیدز. جوادز گاو. بچه گاو دشتی. ( انجمن آرای ناصری ):
نه نافه بیارد همه آهویی
نه عنبر فشاند همه جودری.منوچهری.رجوع به جوذر شود.
فرهنگ معین
(جُ دَ ) (اِ. ) نک جوذر.
فرهنگ عمید
گیاهی با دانه های ریز و باریک که در میان کشتزار جو می روید.
فرهنگ فارسی
( اسم ) گاو بقر.
ویکی واژه
نک جوذر.
جمله سازی با جودر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همان جودره سوی میدان شتافت که در خود یکی ذره سستی نیافت
💡 دادم نخستین دل بدودرسینه کشتم مهراو لیکن مدام آن جنگجودرقصد آزار من است
💡 نه قطره ست و نه جودریاست ایندل که درج گوهر یکتاست ایندل
💡 اکنون که فلک حلقهبهگوشم شد ازین مدح خواهم غزلی خواند جودر گوش کن آن را
💡 هم آخر در ابرو یکی چین فکند سر جودره بر سر زین فکند