لغت نامه دهخدا
کوتار. ( اِ ) کوچه ای را گویند که بالای آن را پوشیده باشند. ( برهان ). کوچه سرپوشیده را گویند و اصل در آن کوی تار بوده یعنی کوچه تاریک. ( آنندراج ). ساباط و کوچه بازاری که روی آن را پوشانده باشند. ( ناظم الاطباء ).
کوتار. ( اِ ) کوچه ای را گویند که بالای آن را پوشیده باشند. ( برهان ). کوچه سرپوشیده را گویند و اصل در آن کوی تار بوده یعنی کوچه تاریک. ( آنندراج ). ساباط و کوچه بازاری که روی آن را پوشانده باشند. ( ناظم الاطباء ).
(اِ. ) کوچه و بازاری که روی آن سر - پوشیده باشد.
کوچۀ تنگ و سرپوشیده، ساباط، دالان.
کوژه را گویند که بالای آن را پوشیده باشند. ساباط و کوچه بازاری که روی آن را پوشانده باشند.
کوچه و بازاری که روی آن سر - پوشیده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مارسل پروست، بعد از مرگ پدرش، از شخصیت او در نوشتن رمان «در جستجوی زمان از دست رفته» بهره گرفت. میتوان پدر مارسل را در شخصیت دکتر کوتار، در جلد «طرف خانه سوانِ» این رمان دید. با این حال مارسل هرگز رابطهای را که میان روبر و پدرش برقرار بود، تجربه نکرد و نقش مادر در زندگی او پررنگتر بود.
💡 از یک اسکوتاری میتوان به نگهبانی که دارای سپر است هم یاد کرد، همچون فردی که در گذشته سپر میساختهاست.
💡 در نبرد وادا در ماه مه ۱۲۱۳، او در کنار وادا یوشیموری قرار گرفت و شکست خورد و به همراه برادر بزرگترش یوشیهیسا کوتارو و سایر اعضای خانواده اش در نبرد جان باخت.