لغت نامه دهخدا
کنونی. [ ک ُ] ( ص نسبی ) حالیه و زمان حال. ( آنندراج ). حالایی و کنونی. ( ناظم الاطباء ). فعلی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). منسوب به کنون. متعلق به زمان حاضر. اکنونی. فعلی: «وضع کنونی مردم تهران ». ( فرهنگ فارسی معین ).
کنونی. [ ک ُ] ( ص نسبی ) حالیه و زمان حال. ( آنندراج ). حالایی و کنونی. ( ناظم الاطباء ). فعلی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). منسوب به کنون. متعلق به زمان حاضر. اکنونی. فعلی: «وضع کنونی مردم تهران ». ( فرهنگ فارسی معین ).
( ~. ) (ق. ) فعلی، مربوط به زمان حال.
( صفت ) منسوب به کنون متعلق بزمان حاضر اکنونی فعلی: وضع کنونی مردم تهران.
حالیه و زمان حال. حالایی و کنونی. فعلی
فعلی، مربوط به زمان حال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنونی چه بودت کی در نیم راه به خاک اندرون ساختی جایگاه
💡 پیش از این گر چه جفاهات بسی بود، ولی نه چنین بود از این بیشتری کاکنونی
💡 از وضع کنونی و ز بدبختی ملت زین فقر و پریشانی و ویرانی ایران
💡 بگرفته دلم سخت ز اوضاع کنونی بیچارگی و محنت و حیرانی ایران
💡 طمع خیره چه داری که شوی باقی؟ نشود چون ازلی بودهٔ اکنونی
💡 گفته باشم به حقیقت صفتت، ای تن گرت گویم صدف لولوی مکنونی