کمپوزیسیون

مترادف‌ها

ترکیب، ساختار، چیدمان

فرهنگ معین

(کُ پُ ) [ فر. ] (اِ. ) ترکیب، ترکیب بندی.

فرهنگ عمید

۱. تنظیم نور، زاویۀ دروبین، و مکان شخص یا شیء هنگام عکاسی، فیلمبرداری، یا نقاشی، ترکیب بندی.
۲. (موسیقی ) آهنگ سازی.

ویکی واژه

ترکیب، ترکیب بندی.

جمله سازی با کمپوزیسیون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 الف - رنگ و طرح و یک نوع فرم و کمپوزیسیون غیرعادی دور است که نقاشی باید روی آن‌ها فعالیت کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران