لغت نامه دهخدا
کلوز. [ ک ُ ] ( اِ ) غوزه پنبه را گویند که شکفته شده و پنبه ها از آن برآمده باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). کلوزه جوزغه و غوزه پنبه شکفته شده. ( ناظم الاطباء ). کلوزه.جوزغه. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کلوزه شود.
کلوز. [ ک ُ ] ( اِ ) غوزه پنبه را گویند که شکفته شده و پنبه ها از آن برآمده باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). کلوزه جوزغه و غوزه پنبه شکفته شده. ( ناظم الاطباء ). کلوزه.جوزغه. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کلوزه شود.
(کُ ) (اِ. ) = کلوزه: غوزة پنبه که شکفته شده و پنبه ها از آن برآمده باشد، جوزغه.
( اسم ) غوز. پنبه که شکفته شده و پنبه ها از آن بر آمده باش جوزغه.
کلوز ( به آلمانی: Kluse ) یک شهر در آلمان است که در امسلاند واقع شده است. کلوز ۱٬۴۸۷ نفر جمعیت دارد.
کلوزه: غوزة پنبه که شکفته شده و پنبهها از آن برآمده باشد؛ جوزغه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تاریخ در تقویم گرگوری (سبک جدید) و شمارههای ارجاع شده به کلوزوویتز و تارل
💡 اجسام انکلوزیونی شامل یک غشای چربی غیرمستقیم است. اجسام انکلوزیونی بهطور کلاسیک حاوی تاشدگی پروتئین است.
💡 او خیلی کلوزآپ بازی میکند، زیرا افکار او کاملاً پاک است.
💡 کمونی در جنوب شرقی فرانسه در بخش وکلوز در ساحل چپ رودخانه رون است.