کفایتی
مترادفها
کفایت، بسندگی
متضادها
کمبود، بیکفایتی
لغت نامه دهخدا
کفایتی. [ ک ِ ی َ ] ( حامص ) بسیاری و فراوانی و زیادتی و وفور. || ( ص نسبی ) خانه دار. || ارزان خریده شده به کمتر قیمتی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
بسیاری و فراوانی و زیادتی و وفور یا ارزان خریده شده بکمتر قیمتی
جمله سازی با کفایتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آنرا که نیست طاقت و صبر از فراق تو در عاشقی بدان که ندارد کفایتی
💡 ترا چو صحبت امن و کفایتی باشد به عیش کوش و به عشرت دگر چه میطلبی
💡 آنکو نکرد در طلبت نقد عمر صرف بی حاصل ابلهی است و ندارد کفایتی
💡 ای عشق مرا به صد هزاران زاری کشتی و جز این کفایتی نیست ترا
💡 غم نیست گر ز بخت نیابد کفایتی سرمایهٔ قبول تو ما را کفایت است
💡 خضر ای خط چو گرد لبت را گرفت گفت این چشمه جز به خضر ندارد کفایتی
💡 او تلاش بسیار زیادی کرد تا بتواند از پس هزینههای سنگین زندگی دانشجویی بربیاید، اما متأسفانه هیچ کفایتی در درآمدهای کم خود مشاهده نمیکرد.
💡 برای مدیریت صحیح منابع مالی در یک سازمان بزرگ، داشتن یک استراتژی دقیق و کفایتی لازم برای تیمها بسیار حیاتی و برای موفقیت ضروری است.
💡 با وجود تمام تلاشها و برنامهریزیهای دقیقی که در طول سال انجام شده بود، هنوز کفایتی در روشهای قدیمی تولید برای پاسخگویی به بازار مشاهده نمیشود.