کریشک

لغت نامه دهخدا

کریشک. [ ک َ / ک ِ ش َ ] ( ص ) مرد جنگی. ( آنندراج ) ( جهانگیری ). مرد جنگی و جنگ کننده. || ( اِ ) جوژه مرغ. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جوجه مرغ. ( برهان ). جوژه هر مرغ را گویند. ( جهانگیری ). || بمعنی مغاک و گودال هم بنظر آمده است. ( برهان ). حفره. گو. کنده. حفیره. ( یادداشت مؤلف ). چاله.
کریشک. [ ک َ ] ( اِ )بمعنی انگشت کهین است، چنانکه مهذب الاسماء در ترجمه خنصر گفته است. ( آنندراج ) ( از انجمن آرای ناصری ).

فرهنگ معین

(کُ شَ ) (اِ. ) مغاک، گودال.
(کَ یا کِ شَ ) (اِ. ) جوجه مرغ.

فرهنگ عمید

۱. جوجۀ مرغ.
۲. مرد جنگی.
مغاک، گودال، گودی.

ویکی واژه

جوجه مرغ.
مغاک، گودال.

جمله سازی با کریشک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الکسندر بوکریشکین (روسی: Алекса́ндр Ива́нович Покры́шкин؛ ۶ مارس ۱۹۱۳ – ۱۳ نوامبر ۱۹۸۵) یکی از خلبانان نیروی هوایی شوروی طی جنگ جهانی دوم بود که بعدها به درجه مارشال هوایی شوروی(بلندمرتبه‌ترین درجه در نیروی هوایی شوروی) دست یافت.

گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز