لغت نامه دهخدا
کره نای. [ ک َرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) کرنای. شیپور. بوق. ( یادداشت مؤلف ). کارنا. کرنا. ( فرهنگ فارسی معین ):
برآمد خروشیدن کرنای
دم نای سرغین و هندی درای.فردوسی.رجوع به کرنا و شیپور شود.
کره نای. [ ک َرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) کرنای. شیپور. بوق. ( یادداشت مؤلف ). کارنا. کرنا. ( فرهنگ فارسی معین ):
برآمد خروشیدن کرنای
دم نای سرغین و هندی درای.فردوسی.رجوع به کرنا و شیپور شود.
( اسم ) کرنا: [ بر آمد خروشیدن کره نای دم نای سرغین و هندی درای ].
کرنای. شیپور.بوق
شیپور، شیپور بزرگ و گوش کَر کن. تبیره زنان پیش پیلان به پای/ ز هر سو خروشیدن کرّهنای «فردوسی»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خروشیدن کوس با کرّهنای همان زنگ زرین و هندی درای