واژه «کر زمان» در زبان فارسی به معنای آسمان، عرش یا سپهر است و اشاره به فضای بلند و گستردهای دارد که بالاترین حد هستی و عالم غیب را دربرمیگیرد. این اصطلاح در متون کهن و ادبیات فارسی برای توصیف عظمت و شکوه آسمان و نظام کیهانی به کار رفته و گاهی با مفاهیم ملکوتی و الهی نیز همراه است. «کر زمان» نمادی از فراخنای بیکران و نظم حاکم بر جهان است و تصویرگر جایگاه بلند و سترگ هستی است که از دید انسان معمولی دور و دست نیافتنی است. در اشعار و متون عرفانی، این واژه برای بیان عظمت خداوند و گستردگی خلقت به کار میرود و حس احترام و خشوع در برابر آفرینش را منتقل میکند. همچنین، «کر زمان» میتواند مفهومی استعاری داشته باشد و به هر فضای وسیع و بالای قابل تصور اشاره کند که قدرت و عظمت را به ذهن متبادر میسازد. این واژه، با ترکیب شاعرانه خود، ارتباط انسان با جهان فراطبیعی و ملکوتی را تقویت میکند و حس تعجب و تحسین نسبت به آسمان و قوانین طبیعت را برمیانگیزد. در کاربردهای ادبی، «کر زمان» گاهی جایگزین مفاهیم بلند مانند سپهر و عرش میشود و معنای وسیع و تعالییافتهای به جمله میبخشد. به طور کلی، این واژه تصویری از آسمان بلند، گسترده و پر شکوه ارائه میدهد که هم بعد مادی و هم بعد معنوی و الهی دارد و انسان را به تأمل درباره عظمت جهان فرا میخواند.
کر زمان
لغت نامه دهخدا
کرزمان. [ ک َ زَ / ک َ / ک َ رَ ] ( اِ ) آسمان را گویند مطلقاً. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || عرش اعظم هم گفته اند که آسمان نهم باشد. ( برهان ). عرش خداوند عالم که آسمان نهم باشد. ( ناظم الاطباء ). در ادات به کاف فارسی گفته است، لیکن در لغت زند خواهد آمد که اصح کرشمان و کرژمان به ضم رای مهمله و ضم شین و زای فارسی است. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). اما گفته صاحب انجمن آرا و به تبع اوآنندراج بر اساسی نیست و کلمه با کاف فارسی است و صحیح گرزمان است. ( حاشیه برهان چ معین ):
مه و خورشید با برجیس و بهرام
زحل با تیر و زهره با کرزمان.دقیقی ( از انجمن آرا ).زآن شادی و طرب که دو رخسار آن گل است
بر حسن او بهشت کرزمان کند ثنا.مسعودسعد.|| مردم دیندار و متدین. ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(کَ ) (اِمر. ) آسمان، عرش، سپهر.
فرهنگ عمید
= گرزمان
ویکی واژه
آسمان، عرش، سپهر.