لغت نامه دهخدا
کج بیل. [ ک َ ] ( اِ مرکب ) بیل سر کج که با آن چیزی را از گودالی که حفر شود برآورند و نیز مواد سوخت را در تنور و کوره ریزند. ( فرهنگ فارسی معین ). بیل که قسمت دسته آن منحنی باشد.
کج بیل. [ ک َ ] ( اِ مرکب ) بیل سر کج که با آن چیزی را از گودالی که حفر شود برآورند و نیز مواد سوخت را در تنور و کوره ریزند. ( فرهنگ فارسی معین ). بیل که قسمت دسته آن منحنی باشد.
(کَ ) (اِمر. ) بیل سر کج که با آن چیزی را از گودالی که حفر شود برآورند و نیز مواد سوخت را در تنور و کوره ریزند.
بیل سر کج برای کندن چاه یا هموار کردن زمین.
( اسم ) بیل سر کج که با آن چیزی را از گودالی که حفر شود بر آورند و نیز مواد سوخت را در تنور و کوره ریزند.
کج بیل ابزاری مخصوص کشاورزی است که از دوران باستان مورد استفاده انسان بوده است. از کج بیل برای جابه جایی خاک، زدودن علف های هرز، ایجاد شیارهای کم عمق و برداشت محصولات زراعی مانند سیب زمینی مورد استفاده قرار می گیرد.
کج بیل ها از دوران باستان مورد استفاده کشاورزان قرار داشته است که جنس آنها معمولاً از چوب بوده ساخته میشده. کتاب اشعیا زمان استفاده از این ابزار را ۸ قرن قبل از میلاد ذکر کرده است.
بیل سر کج که با آن چیزی را از گودالی که حفر شود برآورند و نیز مواد سوخت را در تنور و کوره ریزند.
💡 ماسائیهای کنیا بهوجود آمدن انسان را نتیجهٔ کار انکای آفریدگار میدانند. او یک درخت را به سه بخش تقسیم کرد. به نخستین پدر ماسائی یک چوبدستی داد. به نخستین پدر کیکویا یک کج بیل داد. به نخستین پدر کامبا یک تیر و کمان داد. همگی آنها توانستند در جهان وحش زنده بمانند. پدر ماسائیها از چوبدستش برای گلهداری، پدر کیکویاها از بیلش برای کشاورزی و پدر کامباها از تیر و کمانش برای شکار استفاده کرد.
💡 ثالثا بیزحمت غواص از بحر خزر صید با کج بیل کردن نیمهشب، دُرّ یتیم