کان یسار

لغت نامه دهخدا

کان یسار. [ی َ ] ( ص مرکب ) توانگر و مالدار. || صاحب جمعیت بسیار. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بکنایت یعنی بسیار بخشنده، مثل کان یمین.

فرهنگ معین

(یَ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) توانگر، مالدار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) توانگر مالدار.

ویکی واژه

توانگر، مالدار.

جمله سازی با کان یسار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاه قزل ارسلان که از دل او هست هشت فلک لطف و کان یسار گرفته

💡 ستون امن و کلید امان و رایت عدل منار فصل و ترازوی جود وکان یسار

💡 کرده جودکان یسارش پیش دستی بر سوال برده عفو بر بارش شرمساری از گناه

💡 به حکم آنک خدا در جهان عزیزش کرد چگونه گشت بر دست کان یسارت خوار

💡 سحاب بخشش دریا نوال پاک گهر سپهر مرتبت کان یسار کوه و قار

💡 ای صاحب ملک دل و صدر ملک نشان دستور بحر دست و خداوند کان یسار

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز