کاخه

لغت نامه دهخدا

کاخه. [ خ َ / خ ِ ] ( اِ ) باران باشد که به عربی مطر خوانند. || علت یرقان را نیز گفته اند. ( برهان ). در لسان الشعراء بمعنی یرقان گفته. ( رشیدی ). و رجوع به معانی کاخ شود.

فرهنگ معین

(خَ ) (اِ. ) ۱ - باران. ۲ - زردی، یرقان.

فرهنگ عمید

۱. (پزشکی ) یرقان.
۲. زردی گندم.
۳. باران.

فرهنگ فارسی

( اسم ) باران مطر
باران باشد علت یرقان

ویکی واژه

باران.
زردی، یرقان.

جمله سازی با کاخه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بلند کرده، به دینار، کاخهای ولی خراب کرده، به شمشیر، خانه بدخواه

💡 باغهایی دیده ام من چون بهشت اندر بهشت کاخهایی دیده من چون بهار اندر بهار

💡 بسی کاخها و بسی خانه ها نکردند با باغ و کاشانه ها

💡 بزرگ شهری ودرشهر کاخهای بزرگ رسیده کنگره کاخها به دو پیکر

💡 بر کاخهای او اثر دولت قدیم پیداترست از آتش بر تیغ کوهسار

💡 که تور فریدون برآورده بود بدو اندرون کاخها کرده بود

همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز