فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) هیئت منصفه.
[ فر. ] (اِ. ) هیئت منصفه.
هیئت منصفه، هیئت حاکمه، هیئت ممتحنه
( اسم ) ۱ - هیئت منصفه. ۲ - هیئت ممتحنه. توضیح: احتراز از این کلمه بیگانه اولی است.
نام درام نویس فرانسوی. مولد ژوی - آن رزا و وفات به سن ژرمن آن لی.
ژوری ( به لاتین: Żory ) یک منطقهٔ مسکونی در لهستان است که در استان سیلسیان واقع شده است.
ژوری ۶۴٫۶۴ کیلومترمربع مساحت و ۵۸٬۹۱۵ نفر جمعیت دارد.
شهرهای Montceau - les - Mines، کمپ - لینتفورت، مزوکوشت و پاسوالیس خواهرخوانده های ژوری هستند.
هیئت منصفه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تأثیر آثار او به اندازهای بود که یکی از منتقدان نشریه فیلادلفیا اینکوایرر در سال ۱۹۸۳ گفت: «اگر تا پایان سدهٔ بیستم استانیسلاو لم برای جایزهٔ نوبل ادبی در نظر گرفته نشود، به این سبب است که کسی به گوش هیئت ژوری نوبل رسانده که او علمیتخیلی مینویسد!»
💡 این کتاب سال ۸۳ از سوی ژوری منتخب دفتر یرنسکو در ایران، به عنوان بهترین کتاب شعر جوان در ایران برگزیده و به فستیوال بینالمللی شعر پلهای استروگا فرستاده شد.
💡 روی نمرات هر کشور بین رهبر کشور و معاون رهبر و هماهنگکننده تعیین شده از سوی کشور میزبان، بنا بر تصمیمات هماهنگکننده ارشد و نهایتاً یک ژوری اگر اختلافی باشد که نتواند حل شود توافق میشود.
💡 حضور موفق دانشآموزان ایرانی در عرصه رقابتهای جهانی و همچنین تجربه خوشایند میزبانی المپیاد جهانی فیزیک ۲۰۰۷ در اصفهان، موجب گردید تا در رایگیری هیئت ژوری در تایلند، میزبانی سومین المپیاد جهانی نجوم و اختر فیزیک ۲۰۰۹ به ایران واگذار شود.