خجسته شیم

لغت نامه دهخدا

خجسته شیم. [ خ ُ ج َ ت َ / ت ِ ی َ ] ( ص مرکب ) نیکوسیرت. خوش صفت. خوش خصال. فرخنده سیرت. خجسته خصال. گاهی خوش نفس و خوش ذات نیز آید:
همه اجداد او خجسته شیم
مالک تاج و تخت تا آدم.( از حبیب السیر چ 1 جزو4 از ج 3 ص 322 ).

فرهنگ فارسی

نیکو سیرت خوش صفت

جمله سازی با خجسته شیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در هنگ کنگ در سومین یکشنبهٔ ژوئن روز پدر را خجسته می‌دارند. این روز تعطیل سراسری نیست.

💡 بدیده بوسد پیروزی آن رکاب بلند بروی ساید بخت آن خجسته شادروان

💡 منم آن دو هفته ماهی که بر آسمان جانم منم آن خجسته مهری که بر اوج لامکانم

💡 چه خجسته صبحدمی کزان گل نورسم خبری رسد ز شمیم جعد معنبرش به مشام جان اثری رسد

💡 خجسته پادشاهی تو، رعیت را و ملکت را خجسته باد جان آن که او چون تو پسر دارد

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز