ژنده پوشی

مترادف‌ها

کهنه‌پوشی، پاره‌پوشی

متضادها

آراستگی

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص. ) پوشیدن لباس کهنه و فرسوده.

فرهنگ فارسی

پوشیدن لباس کهنه و فرسوده.

ویکی واژه

پوشیدن لباس کهنه و فرسوده.

جمله سازی با ژنده پوشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ژنده پوشی پدید شد آن دم گفت بنگار بگذرد این هم

💡 بصورت ژنده پوشی سخت خلقان بمعنی صاحب تاج و سریر است

💡 ژنده پوشی پدید شد آندم گفت بنویس بگذرد این هم

💡 بر باد فتنه اطلس گل زود میرود چونسرو ژنده پوشی و عمر دراز به

💡 در آثار هنری کلاسیک، گاهی اوقات نویسندگان با توصیف ژنده پوشی شخصیت‌ها سعی دارند وضعیت اجتماعی پایین یا رنج‌های بسیار زیاد آن‌ها را به تصویر بکشند.

💡 ژنده پوشی و ظاهر نامرتب او باعث شد تا در نگاه اول نتوان کسی باشد که او در واقعیت یک استاد برجسته در دانشگاه است.

💡 برخی از شخصیت‌های داستان‌های رئالیستی با ویژگی‌هایی مانند ژنده پوشی، نمادی از طبقه کارگر و مبارزه مداوم آن‌ها برای بقا در جامعه به شمار می‌روند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران