لغت نامه دهخدا
ژاد. ( اِخ ) نام خلیجی از خلیجهای آلمان در دریای شمال که بندر ویلهلمشافن بر ساحل آن است.
ژاد. ( اِخ ) نام خلیجی از خلیجهای آلمان در دریای شمال که بندر ویلهلمشافن بر ساحل آن است.
نام خلیجی از خلیجهای آلمان در دریای شمال که بندر ویلهلمشان بر ساحل آن است.
جنس، جنسیت، آنچه با نرینگی و مادینگی پیوند دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ندانمش گفت از هنر وز نژاد ولیکن چنان کس ز مادر نزاد
💡 بخندید ازو سام نیرمنژاد که ای بیهنر خیره پر ز باد
💡 وین طرفه تر کجا قدری وام کرده ام از مردم بخیل سبک بار سگ نژاد
💡 که تا ناورد ناگهان گرد باد نشاند بران شاه فرخ نژاد
💡 ز پیغام او خیره تر شد قباد چنین گفت کآن بدرگ بدنژاد