لغت نامه دهخدا
( آبگیری ) آبگیری. ( حامص مرکب ) شغل آبگیر حمام. || لحیم کردن ظرفهای فلزین با قلعی یا بستن منافذ آن با موم مذاب. || پرآب کردن حوض و آب انبار و ظروف و اوانی.
( آبگیری ) آبگیری. ( حامص مرکب ) شغل آبگیر حمام. || لحیم کردن ظرفهای فلزین با قلعی یا بستن منافذ آن با موم مذاب. || پرآب کردن حوض و آب انبار و ظروف و اوانی.
( آبگیری ) ۱ - شغل و پیش. آبگیر حمام. ۲ - پر آب کردن حوض و آب انبار و ظرفها. ۳ - لحیم کردن ظرفهای فلزی یا قلعی با بستن سوراخهای آن با موم مذاب.
شغل آبگیر حمام
آب گیری
{flooding} [حمل ونقل دریایی] پذیرش آب به داخل انبار یا یکی از اتاقک ها برای اطفای حریق یا پذیرش آب در انبارهای ترازه گیری برای بالا بردن پایداری شناور
آبگیری. رجوع شود به:آبدارشدن
آبگیری
عمل آب گرفتن یا بیرون کشیدن عصاره میوهها.
پُر کردن مخزن، تانکر، آبانبار، و مانند آنها از آب.
مناسب برای گرفتن آب از آن.
(شیمی): گرفتن آب مواد به کمک گرما یا به روشهای دیگر.
(مواد): تاب کاری.
حوزه: [حملونقل دریایی]: پذیرش آب به داخل انبار یا یکی از اتاقکها برای اطفای حریق یا پذیرش آب در انبارهای ترازهگیری برای بالا بردن پایداری شناور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرنه از می تیغ او را آبگیری کرده اند همچو گل زخمم چرا لبریز از خمیازه شد
💡 قاتل بهانه جوی و دعا بی اثر بیا کز گریه آبگیری تیغ ستم کنم
💡 استخر آب، آبگیری مصنوعی است که برای شنا، آبتنی، تفریح، سرگرمی و ورزشهای آبی مانند واترپلو و غواصی استفاده میشود. از استخر آب همچنین برای مصارف آموزشی و علمی نیز استفاده میگردد.
💡 بتازگی سد خاکی به همین نام (الخلج) درکنار این روستا آبگیری شدهاست.[نیازمند منبع]
💡 در فاصله ۵۰۰ متری بقعه رود مارون قرار رگفتهاست که اکنون به دلیل آبگیری سد مارون یک دریاچه زیبا در این میان پدیدار شدهاست.