چپش. [ چ َ پ ِ ] ( اِ ) بزغاله یکساله را گویند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). بز یکساله را گویند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ) ( فرهنگ نظام ). چاووش.بز نر یکساله. بزغاله بسال دوم رسیده:
میش و بره و بخته و شاک و چپش تو
بگرفت بیابان ز درازا و ز پهنا.سوزنی ( از انجمن آرا ).لایق کشتن است چون شیشاک
سر بباید بریدنش چو چپش.پوربهای جامی ( از آنندراج ).رجوع به چاووش شود. || بز. بز نر. || ماده بز کوهی.
(چَ پِ ) (اِ. ) بزغالة یکساله.
بزغاله، بز نر یک ساله: میش و بره و بخته و شاک و چپش تو / بگرفت بیابان ز درازا و ز پهنا (سوزنی: رشیدی: چپش ).
( اسم ) بزغال. یکساله.
بزغال. یکساله را گویند. بز یکساله را گویند. چاووش. بز نر یکساله. بزغاله بسال دوم رسیده. یا بز. بز نر. یا ماده بز کوهی.
بزغالة یکساله.
💡 برآورد تیری ز جمشید جم چپش راست کرد و شدش راست خم
💡 کین دل که به پهلوی چپش جاست از وی نشنیده ام به جز راست
💡 همچو گاوی نیمهٔ چپش سیاه نیمهٔ دیگر سپید همچو ماه
💡 سوی چپشان بیشه انبوه بود سوی راست رود و ز پس کوه بود
💡 رده بر کشیده سپاهش دو میل به دست چپش هفتصد ژنده پیل
💡 چو از پارس قارن به هامون کشید ز دست چپش لشکر آمد پدید