چونه

لغت نامه دهخدا

چونه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) گنده ومقداری از خمیر آرد که جهت پختن یک قرص نان آماده شده باشد. ( ناظم الاطباء ). خمیری که برای پختن نان گلوله شده باشد. ( فرهنگ نظام ). واحدی برای خمیر آرد گندم یا جو بدان مقدار که یک قرص نان سازد. ( از فرهنگ فارسی معین ). || گلوله ای از هر نوع خمیر.
چونه. [ ن ِ ] ( اِ ) ( در تداول عامه ) مخفف چانه است. چانه. زنخ. ( فرهنگ لغات عامیانه، تألیف سیدمحمدعلی جمال زاده ).
چونه. [ ن َه ْ ] ( هندی، اِ ) آهک باشد. ( فرهنگ سروری ). مأخوذ از هندی، آهک زنده. ( ناظم الاطباء ):
سرخی رویش ز سرخه منکرش
چونه و فوفل شده رنگ آورش.خسرو ( از فرهنگ سروری چ دبیرسیاقی ).ودر نسخه حسین وفائی به معنی یکبار آمده این معنی غریب است و ظاهراً با معنی چاره خلط شده است.

فرهنگ معین

(نِ ) (اِ. ) ۱ - واحدی برای خمیر آرد گندم یا جو بدان مقدار که یک قرص نان سازد. ۲ - گلوله از هر نوع خمیر.

فرهنگ فارسی

مقداری ازخمیر آردگندم که یک نان از آن بپزند
( اسم ) ۱ - واحدی برای خمیر آرد گندم یا جو بدان مقدار که یک قرص نان سازد. ۲ - گلوله ای از هر نوع خمیر.
مخفف چانه است چانه ٠ زنخ

ویکی واژه

واحدی برای خمیر آرد گندم یا جو بدان مقدار که یک قرص نان سازد.
گلوله از هر نوع خمیر.

جمله سازی با چونه

💡 گویند راز وصلش پنهان چرا نداری پنهان چونه دارم کاندر نهان نگنجد

💡 وگر چنان که ز سیماب زر سپید شده است ببین در آتش تا سرخ رو چونه شود

💡 به آن بیچون که چونها صورت اوست برونها چون درونها صورت اوست

💡 به زیر سر چونهد دست دشمنت در خواب شود برای سرش نیزه لاله وار انگشت

💡 تن چو تحاشی فزود کار که بتوان نکرد دل چونه مرد تو بود راه که بتوان نرفت

💡 خار و گل چونهمه یکسان شود از باد خزان مرغ زیرک نشود بسته گلزار کسی

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز