لغت نامه دهخدا
چهلمین. [ چ ِ هَِ ل ُ ] ( ص نسبی، اِ ) ( مرکب از «چهل » + «م » + «ین » علامت صفت نسبی ) مرتبه واقع میان سی و نهمین و چهل و یکمین از اعداد ترتیبی.
چهلمین. [ چ ِ هَِ ل ُ ] ( ص نسبی، اِ ) ( مرکب از «چهل » + «م » + «ین » علامت صفت نسبی ) مرتبه واقع میان سی و نهمین و چهل و یکمین از اعداد ترتیبی.
( صفت ) عدد ترتیب چهل در مرتب. چهل چهلم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مراسم یادبود چهلمین روز درگذشت آرمیتا گراوند روز ۱۵ آذر ۱۴۰۲ با حضور گسترده مأموران حکومتی در بهشت زهرا برگزار شد. در این مراسم دستکم یک نفر بازداشت شده است.
💡 از ۱۶ تا ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۹، ناسا به مناسبت چهلمین سالگرد پرواز تاریخی آپولو ۱۱، صداهای این مأموریت را بر روی وبگاه خود منتشر کرد. علاوه بر این، فیلمها و نمایشهای کلیدی این مأموریت را بازسازی کرد.[نیازمند منبع]
💡 شاه پس از سرنگونی حکومتش در کتاب پاسخ به تاریخ مینویسد: «طبق سنن اسلامی، والدین و دوستان شخص متوفی در چهلمین روز پس از مرگش میبایست بر سر قبر او حضور یابند؛ گمان ندارم تاکنون این گونه بی شرمانه از مرگ کسی برای رسیدن به هدفهای سیاسی استفاده شده باشد.»
💡 چهلمین روز پس از کشته شدن حسین بن علی که نزد امامیه دارای ارزشی آیینی است و بر اساس اعتقادات کهن سر بریده شده حسین بن علی در چنین روزی به بدن وی در کربلا ملحق شدهاست. فاصله چهل روز از هنگام وفات مؤمن از اعتقادات و باورهای مسلمانان بهشمار میآید.
💡 وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون نشان سیمین سالگرد خلق لهستان، نشان چهلمین سالگرد خلق لهستان، و نشان دهمین سالگرد خلق لهستان شدهاست.