چشمه چشمه

لغت نامه دهخدا

چشمه چشمه. [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) سوراخ سوراخ و متخلخل. ( ناظم الاطباء ). مشبک و خانه خانه چون لانه زنبور:
یکی کرته هر یک بپوشیده تنگ
همه چشمه چشمه بنقش و برنگ.اسدی.همچون خزینه خانه زنبور خشکسال
از باد چشمه چشمه دماغ خرابشان.خاقانی.صحن مجلس در مدور جام نوشین چشمه یافت
کانچنان هم چشمه چشمه هم مدور ساختند.خاقانی.رجوع به چشمه شود.

فرهنگ معین

( ~. ~. ) (ص مر. ) سوراخ سوراخ، خانه خانه، مشبک.

فرهنگ فارسی

( صفت ) سوراخ سوراخ متخلخل مشبک خانه خانه.

ویکی واژه

سوراخ سوراخ، خانه خانه، مشبک.

جمله سازی با چشمه چشمه

💡 طره‌ش چو حلقه حلقه قطار از پی قطار حلقه‌ش چو چشمه چشمه نور هدی قطار

💡 وزش تو دیده دهی آفتاب تابان را کندبه تیر نظر چشمه چشمه چون غربال

💡 ز صحن سینه گشایند چشمه چشمه نور به زخمه صیقل آیینه های پرزنگند

💡 می جوشدم ز هر سر مو چشمه چشمه خون هر گه که دل به ذوق شهادت قسم خورد

💡 بر آستانه ما هست گردی از ره وی که ذره ذره او هست چشمه چشمه نور

💡 به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی بجوشد از تک دل چشمه چشمه شیرینی

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز