چرت زدن

لغت نامه دهخدا

چرت زدن. [ چ ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) بر اثر خواب آمدن پیاپی بستن و گشودن چشمها و لحظه ای به خواب رفتن و سپس بیدار شدن. چشم ها را پیاپی بر هم نهادن و باز کردن از اثر میل به خواب. حالتی چون حالت افراد بنگ زده و تریاک کشیده داشتن، بدین ترتیب که شخص چشمها برهم نهاده دارد و گاه بگاه سرش بطرف سینه یا شانه خم شود، باز سر راست کند و چشمها بگشاید و دوباره به حال نخست برگردد. || ناهشیار و ناآگاه بودن. غافل و بی خبر بودن، چنانکه فی المثل گویند: اگر چرت بزنی کلاه سرت خواهد رفت. رجوع به چرت شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بخواب سبک رفتن خوب سبکی کردن و اندکی بعد بیدار شدن.
میل به خواب داشتن. چشم ها را پاپی بر هم نهادن و باز کردن از اثر میل بخواب.

ویکی واژه

appiccicoso

جمله سازی با چرت زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در چرت زدن سرش مه و سال همچون سر کیر بعد از انزال

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز