لغت نامه دهخدا
چاوله. [ وَ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) گلی است. ( فرهنگ اسدی ) نام گلی باشد صد برگ و بغایت رنگین. ( برهان ) ( آنندراج ). گلی باشد خوشرنگ. ( جهانگیری ). گل سرخ صد برگ و بغایت رنگین. ( ناظم الاطباء ). گلی خوشرنگ و خوشبوی. گلی باشد نیکو:
همی بوستان سازی از دشت او
چمنهاش پر لاله و چاوله.عنصری ( از فرهنگ اسدی ).|| بمعنی کجواج و ناهموار نیز آمده است.( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).