چارطاقی

لغت نامه دهخدا

چارطاقی. ( اِ مرکب ) بنایی که برسر قبر کنند بی دیوار یعنی چند ستون که بر آن سقفی است. طاقی بر چهار ستون نهاده بی دیواری و غالباً آن را بر سر گورها سازند. بنای بی دیواری که چهار ستون و یک سقف دارد و بیشتر بر سر قبرها سازند:
بیرون رود ز زیر فلک مشت خاک ما
گو چارطاقیی بسر خاک ما مپوش. قاسم مشهدی ( از آنندراج ).|| نوعی از کلاه که چهار ترک دارد. ( آنندراج ).
چارطاقی. ( اِخ ) قریه ای است از قرای غار. از اعمال طهران. ( مرآت البلدان ج 4 ص 50 ).

فرهنگ فارسی

قریه ایست از قرای غار من اعمال طهران.
( صفت اسم ) بنای مربعی میانه ( نه بزرگ نه کوچک ) که بر سر گور مردگان سازند.

جمله سازی با چارطاقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسیاری از بناهای چارطاقی در سطح کشور - آتشکده - یا به‌طور کامل تخریب شده یا تغییر کاربری داده شده‌است.

💡 در معماری سنتی ایران، چارطاقی یکی از عناصر مهم است که معمولاً برای قرار دادن آتش یا به عنوان آرامگاه استفاده می‌شده است.

💡 گردشگران با دیدن یک چارطاقی قدیمی در میان ویرانه‌های قلعه، از هنر و دقت معماران قرون گذشته بسیار شگفت‌زده و متاثر شدند.

💡 برای گرم نگه داشتن فضای میان خانه‌ها در زمستان‌های سخت، از ساخت یک چارطاقی کوچک در محوطه حیاط استفاده می‌کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران