چادرشب

مترادف‌ها

روتختی، ملحفه

لغت نامه دهخدا

چادرشب. [ دَ / دُ ش َ ] ( اِ مرکب ) جامه ای که در آن رختخواب و بستر پیچند. ( ناظم الاطباء ). چادر رختخواب؛ چارشب. چارچب:
راحت میخوارگان از پرتو ماهست و بس
بسته در چادرشب مهتاب رختخواب را.تأثیر ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~. شَ ) (اِمر. ) پارچه ای که رختخواب را در آن می پیچند.

فرهنگ عمید

پارچۀ بزرگ و چهارگوش که رخت خواب را در آن می بندند.

فرهنگ فارسی

چادررختخواب، چادربزرگ که رختخواب در آن گذارند
( اسم ) چادر بزرگ که رختخواب را در آن پیچند.

ویکی واژه

اسم مرکب
پارچه‌ای که رختخواب را در آن می‌پیچند.
جامه‌ای که در آن رختخواب و بستر پيچند.
راحت ميخوارگان ازپرتو ماهست و بس‌.
بسته در چادرشب مهتاب رختخواب را.

جمله سازی با چادرشب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بنقش چادرشب کز نهالی بیخورو جوابم بروی مهوش والا که من از شده در تابم

💡 مردم روستای الستان از طریق دامداری و کشاورزی امرار معاش می‌کنند. گله‌داران اغلب بز و گوسفند دارند که از شیر آن‌ها به روش‌های سنتی لبنیات تهیه می‌کنند. همچنین، زنان روستا نیز به چادرشب­‌بافی می‌پردازند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران