پیوند یا پیوند زدن، یک روش جراحی است که در آن بافتی از یک ناحیه به ناحیهای دیگر در بدن یا از یک موجود زنده به موجود دیگر منتقل میشود، بدون اینکه خون آن بافت همراه باشد. به جای آن، پس از قرار دادن بافت، یک منبع خونی جدید برای آن ایجاد میشود. روش مشابهی که در آن بافت به همراه خون سالم منتقل میشود، فلپ نامیده میشود. در برخی موارد، پیوند میتواند شامل یک وسیله مصنوعی باشد، مانند لولههایی که برای انتقال جریان خون از طریق یک لوله یا از سرخرگ به سیاهرگ در همودیالیز استفاده میشوند.

پیوند
لغت نامه دهخدا
پیوند. [ پ َ وَ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش شهریارشهرستان تهران دارای 20 تن سکنه. زمستان از ایل میش مست به این ده می آیند. از طریق رباطکریم و حصارساقی بدانجا ماشین میرود. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
پیوند. [ پ َ / پ ِ وَ ] ( اِ ) خویش و تبار. ( برهان ). خویشاوند. قوم. نزدیک نسبی. خاندان. دوده. خویش نسبی. نسب. عشیرت. کس
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
نام والی ابخاز
فرهنگ اسم ها
معنی: پیوستن، عهد و پیمان، ( بن مضارعِ پیوستن )، پیوسته بودن دو یا چند کس، ازدواج، ( در قدیم ) خویشی، بستگی، ( در قدیم ) آن که نسبتی دارد یا خویشاوند است، پیوسته بودن دو یا چند کس یا چیز به هم
جملاتی از کلمه پیوند
دل درو بسته بود و آن دلبند هم درو بسته دل زهی پیوند
کریم زاده چو مفلس شود در او پیوند که شاخ گل چو تهی گشت بارور گردد