پیمودنی

لغت نامه دهخدا

پیمودنی. [ پ َ / پ ِ دَ ] ( ص لیاقت ) درخور پیمودن. مکیل؛ آنچه بکیل درآید، چون گندم و جو در قدیم و شراب و امثال آن دراین زمان.

فرهنگ معین

( ~. ) (ص. ) ۱ - وزن کردنی. ۲ - نوشیدنی، قابل نوشیدن.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۲- در خور پیمودن. ۲- آنچه بکیل در آید مانند گندم و جو. ۲- آنچه قابل نوشیدن باشد مانند شراب عرق و جز آن.

ویکی واژه

وزن کردنی.
نوشیدنی، قابل نوشیدن.

جمله سازی با پیمودنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آل موسی شو که حیلت سود نیست حیله‌ات باد تهی پیمودنیست

💡 پدر مدتی آهن سرد کوفت تو در باد پیمودنی صبح و شام

💡 به دل تا چند از خوناب حسرت، جرعه پیمایی؟ سرت گردم، شراب وصل هم پیمودنی دارد

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز