پیشو

لغت نامه دهخدا

پیشو. [ ش ُ ] ( اِخ ) آمده. ادیب فرانسوی ( 1887-1793 ).

فرهنگ فارسی

ادیب فرانسوی

جمله سازی با پیشو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میل اگر بودی در آن دو مقتدا هر دو کردندی پسر را پیشوا

💡 هم تو گفتستی و گفت تو گوا پیر باید پیر باید پیشوا

💡 زهی راز خدا هر دو شمائید شما بر هر دو عالم پیشوائید

💡 سالکان را رهنمایی چون کند در طریقت پیشوایی چون کند

💡 فیض را بس پس از نبی و علی یازده پیشوا دگر همه هیچ

💡 یارب به حق خاتم آل نبی هاشمی مهدی هادی کو بود بر کل عالم پیشوا