پیش نماز

لغت نامه دهخدا

پیش نماز. [ ن َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) امام. ( السامی ) ( مهذب الاسماء ). امام جماعت. مقتدا. امام که در نماز جماعت او پیش باشد و دیگران خلف او نماز خوانند. ( آنندراج ): و امیر عادل رحمةاﷲعلیه را پیشنماز بود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 499 ).
جبهه سایان سجود در اجلال ترا
آسمان در صف پس آمدگان پیشنماز.واله هروی.

فرهنگ معین

(نَ ) (اِمر. ) امام جماعت.

فرهنگ عمید

۱. امام جماعت.
۲. کسی که نماز بخواند و دیگران به او اقتدا کنند.

فرهنگ فارسی

امام جماعت، کسی که نمازبخواندوبه اواقتداکنند
( صفتاسم ) آنکه در نماز جماعت مردم بدو اقتدا کنند امام جماعت مقابل ماموم: و امیر عادل رحمه ا...علیه را پیشنماز بود. معلم درس فارسی و پیشنماز مدرسه.

ویکی واژه

امام جماعت.

جمله سازی با پیش نماز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قامتش را سجده بردم چون بهانه یافتم دی چو مست ناز از پیش نماز من گذشت

💡 چه نخلست این که از پیش نماز خلق میخیزد چه شمعست اینکه جایش گوشه ی محراب میبینم

💡 پیش نماز بگذرد سرو روان و گویدم قبلهٔ اهل دل منم سهو نماز می‌کنی

💡 وی مدت کوتاهی نیز پیش نماز مسجد کسروی در محله حکم‌آباد تبریز بود.

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز