کلمهی «پیش تاز» در فارسی به معنای کسی است که جلوتر از دیگران حرکت میکند، پیشگام است یا در انجام کاری ابتکار و شجاعت دارد. این واژه از ترکیب «پیش» به معنای جلو یا قبل و «تاز» به معنای حمله کردن، شتاب کردن یا حرکت سریع تشکیل شده است. پیش تاز به فردی گفته میشود که در مسیر تلاش، مبارزه یا رقابت، جلوتر از دیگران قرار میگیرد و نقش رهبری یا هدایت دارد. این اصطلاح هم در زمینه نظامی، هم در زمینه اجتماعی، علمی یا فرهنگی به کار میرود و به کسی اطلاق میشود که مسیر را برای دیگران هموار میکند. در ادبیات فارسی، پیش تاز اغلب به افرادی گفته میشود که شجاعت، ابتکار و قدرت حرکت سریع دارند و با شهامت پیش میروند. این کلمه معمولاً بار مثبت دارد و برای تمجید یا توصیف افراد فعال و پیشرو استفاده میشود. از نظر اجتماعی، پیش تاز بودن با رهبری، ابتکار و تأثیرگذاری همراه است و فرد را در موقعیت برجسته قرار میدهد. این واژه با واژههایی مانند پیشگام، پیشرو، شجاع و رهبر هممعنی است.
پیش تاز
لغت نامه دهخدا
پیش تاز. ( نف مرکب ) آنکه قبل از دیگران برابر رود. آنکه بجلو تازد.طلایه. ج، پیش تازان؛ پیش تاز عرصه بلاغت یا شجاعت.
فرهنگ معین
(ص فا. ) پیشرو، طلایه دار.
فرهنگ عمید
۱. سواره ای که جلوتر از دیگران بتازد.
۲. کسی که پیش از دیگران به دشمن حمله کند.
فرهنگ فارسی
کسی که جلوترازدیگران بتازدبه سوی دشمن
( صفت ) ۱- آنکه قبل از دیگران رود آنکه بجلو تازد آنکه جلو کاروان یا دسته ای بتازد. ۲- مقدم پیشرو: پیشتاز عرص. بلاغت. ۳- آنکه در مقدم. گروهی از سپاهی تازد طلایه مقدمه: پیش تازان توپخانه.
ویکی واژه
پیشرو، طلایه دار.
جمله سازی با پیش تاز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه تازی خر به پیش تازی اسپان؟ گرفتاری به جهل اندر گرفتار
💡 داراب از دکن بحبش تاخت می برد آن پیش تاز رخش به دریافکن چه شد؟
💡 به امروز ما باز کی در رسیم که تا پیش تازیم پیش از پسیم
💡 ابرو بادی که آمدی زان پیش تازه کردند تازهروئی خویش
💡 هنوز از پیش تازیان میدوید که جو خورده بود از کف مرد و خوید