پیال

ویکی واژه

ظرف کوچک دربسته و سترون حاوی دارو.

جمله سازی با پیال

💡 هرآنکه در شکند با تو کین بکاسه سر به یک پیاله بینباردش دهان سعیر

💡 یارب کجا پیاله لبریز داده‌اند کز باده آستین تو دارد نشان هنوز

💡 خوش آن حریف که همچون پیاله ی چینی گهی شراب دهد، گه کند خوش آوازی

💡 هر کجا که پیاله ییست ما را بینی گردن چو صراحی سوی او کرده دراز

💡 به جای باده اگر در پیاله آب کنیم ز تنگ حوصلگی مستی شراب کنیم

💡 هزار بوسه سیراب می توان کردن لب پیاله گر افتد به دست ما لب کشت