لغت نامه دهخدا
پولدار. ( نف مرکب ) که پول دارد. غنی. توانگر. ثروتمند.
پولدار. ( نف مرکب ) که پول دارد. غنی. توانگر. ثروتمند.
(ص مر. ) ثروتمند، غنی، توانگر.
آن که پول بسیار دارد، ثروتمند.
( صفت ) آنکه پول بسیار داردغنیتوانگر.
(گفتگو): صاحب مال و دارایی بسیار، ثروتمند، دارا.
💡 «امروز من یک بار دیگر می خواهم پیامبر باشم. اگر یهودیان پولدار بین المللی در اروپا و خارج از آن دوباره موفق شوند ملت ها را به جنگ جهانی بکشانند، نتیجه آن نه بلشویک شدن کره زمین و پیروزی یهودیان، بلکه نابودی نژاد یهودی در اروپا خواهد بود.»
💡 روسها در قسمتی به نام ویلزیاک، افرادی ورشکسته نمایش میدهد که کشور خود را با فرستادن آمریکاییهای پولدار به فضا، اداره میکنند.
💡 از چه «کوهی » لات و «دشتی » پولدار کوه بالاتر ز دشت است ای نگار!:
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به پولدارک اشاره کرد.
💡 از فیلمهایی که وی در آنها نقش داشته است، میتوان به انساننما و خوش بهحال پولداران اشاره نمود.