پول دار
مترادفها
ثروتمند، متمول
متضادها
فقیر، بیپول، تهیدست
لغت نامه دهخدا
پولدار. ( نف مرکب ) که پول دارد. غنی. توانگر. ثروتمند.
فرهنگ معین
(ص مر. ) ثروتمند، غنی، توانگر.
فرهنگ عمید
آن که پول بسیار دارد، ثروتمند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه پول بسیار داردغنیتوانگر.
ویکی واژه
ثروتمند، غنی، توانگر.
جمله سازی با پول دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر مردم ما را بخواهند حکومت میکنیم و اگر نخواهند میرویم. حکومت پول دارد. نیرو دارد میتواند در خیابان آدم جمع کند ولی گروه مقابل یک عده استاد، دانشجو کارگر، مدیر، صنعتگر هستند و درست نبود که بسیج و سپاه در مقابل مردم قرار داده شوند… چطور میشود میلیونها نفر در خیابان بیانند و بگویند در انتخابات تقلب شده است و به انتخابات تردید نکرد؟
💡 چو پولیست این مرگ کانجام کار برین پول دارند یکسر گذار
💡 ملاعلی کنی همچنین برای حل مشکل درمان بیمارانی که بنیهٔ مالی ضعیفی داشتند، مکانهایی را برای پرداخت پول داروها در نظر گرفته بود تا آنان با دریافت مبلغ آن، به درمان خود اقدام کنند و با بهبود کامل از بیماری رهایی یابند.