پوشیدگی

لغت نامه دهخدا

پوشیدگی. [ دَ/ دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی پوشیده. مستوری. مستوربودن. ستر. خفاء. استتار. خفیه. ( دهار ). احتجاب. کسوف. غماء. ( دهار ). خافیة. ( منتهی الارب ):
سه دیگر که بالا و رویش بود
بپوشیدگی نیز خویش بود.فردوسی.|| ابهام. التباس. قذحمة. و فی المثل صرحت بقذحمة، ای وضحت القصة بعدالتباس. ( منتهی الارب ). تشابه، شبهة؛ پوشیدگی کار و مانند آن. ( منتهی الارب ). غشاوة؛ پوشیدگی چشم. اشکال؛ پوشیده شدن امر. ( منتهی الارب ). اشکال؛ پوشیدگی ببردن و هذا من باب السلب والایجاب. ( تاج المصادر بیهقی ). عفاء؛ پوشیدگی و ناپدیدگی. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(دِ ) (حامص. ) ۱ - حالت هر چیز پوشیده. ۲ - ابهام.

فرهنگ عمید

۱. حالت هرچیز پوشیده.
۲. مستوری.

فرهنگ فارسی

کیفیت و حالت پوشیده. ۲- مستوری مستور بودن خفا. ۳- ابهام التباس شبهه.

ویکی واژه

حالت هر چیز پوشیده.
ابهام.

جمله سازی با پوشیدگی

💡 از دلق گشودیم معمای قلندر پوشیدگی این است‌که‌ کس ژنده ندارد

💡 زبان کردم زغمخواران غم خود را، ازین غافل که درد سهل از پوشیدگی جانکاه می گردد

💡 پوشیدگی ز هیأت آفاق برده‌اند حیرت قبای چارهٔ عریانی خودیم

💡 عشاق بهار چمنستان خیالند پوشیدگی آیینه عریان تو باشد

💡 بر خلاف سنت جاری در ناحیه مدیترانه که بر پوشیدگی تأکید داشت شرکت کنندگان برهنه در مسابقات شرکت می‌کردند «واژه «ژیمناستیک» به عنوان مثال از واژه یونانی به معنی «برهنه» می‌آید»

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز