پناد واژهای است که در برخی منابع کهن فارسی آمده است و به معنای هوا به کار میرود. در فرهنگهای قدیمی مانند برهان قاطع، این واژه به عنوان عنصری از عناصر طبیعی معرفی شده است. در باورهای قدیم، جهان از چهار عنصر اصلی یا «آخشیج» تشکیل میشد که عبارت بودند از آب، آتش، خاک و هوا. در این میان، پناد همان عنصر هوا دانسته شده است. این عنصر به صورت کرهای از هوا تصور میشد که زمین و آب را دربر گرفته و آنها را احاطه کرده است. در نگاه دانشمندان و اندیشمندان قدیم، هوا یا پناد نقش مهمی در زندگی و طبیعت داشت. به همین دلیل آن را یکی از چهار عنصر بنیادین جهان میدانستند. این واژه در واقع نامی دیگر برای هوا در برخی متون و فرهنگهای فارسی است و بیشتر در متون علمی و فلسفی قدیمی دیده میشود. بنابراین، پناد به طور کلی به معنای هوا و یکی از عناصر چهارگانه طبیعت است.
پناد
لغت نامه دهخدا
پناد. [ پ َ ] ( اِ ) بمعنی هوا باشد و آن کره ای است از عناصر اربعه که احاطه آب و زمین کرده است. ( برهان قاطع ). یکی از چهار آخشیج. رجوع به هوا شود.
فرهنگ فارسی
بمعنی هوا باشد
جمله سازی با پناد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تاوند سار مهر گشد کوی خاک را تا گرد کوی خاک بگردد همی پناد
💡 ارتجک برق دان و تندر رعد باز ینوار جو پناد هوا