فرهنگ معین
(پُ. شِ کَ تَ ) (مص م. ) کنایه از: بی بهره گردانیدن.
(پُ. شِ کَ تَ ) (مص م. ) کنایه از: بی بهره گردانیدن.
کنایه از: بی بهره گردانیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون راه دیار دوست بستند بر جوی بریده پل شکستند
💡 درِ «فرخار» بر فغفور بستن به جوی مولیان بر پل شکستن
💡 که چون آری کند ب ر پل شکستن که باشد آن چنان دشوار بستن