پل شکستن

فرهنگ معین

(پُ. شِ کَ تَ ) (مص م. ) کنایه از: بی بهره گردانیدن.

ویکی واژه

کنایه از: بی بهره گردانیدن.

جمله سازی با پل شکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون راه دیار دوست بستند بر جوی بریده پل شکستند

💡 درِ «فرخار» بر فغفور بستن به جوی مولیان بر پل شکستن

💡 که چون آری کند ب ر پل شکستن که باشد آن چنان دشوار بستن

کوک یعنی چه؟
کوک یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز