پل شکستن

مترادف‌ها

پیمان‌شکنی، عهدشکنی

فرهنگ معین

(پُ. شِ کَ تَ ) (مص م. ) کنایه از: بی بهره گردانیدن.

ویکی واژه

کنایه از: بی بهره گردانیدن.

جمله سازی با پل شکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون راه دیار دوست بستند بر جوی بریده پل شکستند

💡 درِ «فرخار» بر فغفور بستن به جوی مولیان بر پل شکستن

💡 که چون آری کند ب ر پل شکستن که باشد آن چنان دشوار بستن

💡 در روابط انسانی، نباید با رفتارهای خودخواهانه و بی‌ملاحظه به دنبال پل شکستن میان دوستان و نزدیکان باشیم، زیرا بازگشت به حالت اول بسیار دشوار است.

💡 او با تصمیمات عجولانه و بدون مشورت با اعضای خانواده، باعث پل شکستن میان خود و برادرش شد که اکنون با تنهایی بزرگی روبرو است.

💡 سیاستمداران باید مراقب باشند که در جریان بحث‌های تند سیاسی، با کلمات گزنده باعث پل شکستن میان ملت‌ها و ایجاد شکاف‌های عمیق اجتماعی نشوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران