پشت دری

لغت نامه دهخدا

پشت دری. [ پ ُ دَ / پ ُ ت ِ دَ ] ( اِ مرکب ) آنچه از پارچه چون اطلس و ململ و توری در پشت پنجره و در از جانب اطاق آویزند تا از شدت تابش آفتاب بدرون کاسته شود.

فرهنگ معین

( ~. دَ ) (اِمر. ) پارچه یا پرده ای که پشت در یا پنجره بیآویزند.

فرهنگ عمید

پارچۀ نازک که پشت شیشۀ پنجرۀ اتاق آویزان می کنند که آفتاب به درون اتاق نیفتد.

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) ۱- پارچه ای که بپشت در آویزند تا از تابش آفتاب بکاهد پردهای که پشت شیشه های پنجره و در نصب کنند. ۲- صفحه ای چوبی که با دو گیره بپشت شیش. دکانها زنند.
آنچه از پارچه چون اطلس و ململ و توری در پشت در و پنجره و در از جانب اطاق آویزند تا از شدت تابش آفتاب بدرون کاسته شود

ویکی واژه

پارچه یا پرده‌ای که پشت در یا پنجره بیآویزند.

جمله سازی با پشت دری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کشتی چشم تر من بود با دریا قدر اشک زور آورد، آمد پشت دریا بر زمین

💡 رونگردانند از شمشیر صاحب جوهران می کند موج خطر بر پشت دریا جوشنی

💡 حضرت فاروق یار دوم آن یعنی عمر کرده ضرب دره اش از پشت دریا بار گل

💡 نام آبیل برگرفته از منطقه‌ای در ناحیه شمال و پشت دریاچه هامون (پشت آب) می‌باشد که این طایفه درگذشته در آن زندگی می‌کرده‌است.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز