پروراننده

لغت نامه دهخدا

پروراننده. [ پ َرْ وَ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) آن که پرورد. آن کس یا چیز که سبب پرورش شود. مربّی. تربیت کننده. بزرگ کننده:
سیاوخش راپروراننده بود
بدو نیکوئیها رساننده بود.فردوسی.نخستین که آیدش نیروی جنگ
همان پروراننده آرد بچنگ.فردوسی.بدان پروراننده گفت ای پدر
نیاید ز من گازری کارگر.فردوسی.بهر سو همی رفت خواننده ای
که بهرام را پروراننده ای.فردوسی.همه بچه را پروراننده اند
ستایش به یزدان رساننده اند.فردوسی. || بوجودآورنده:
برآرنده گرد گردان سپهر
همو پروراننده ماه و مهر.عنصری.|| غذادهنده.

فرهنگ معین

(پَ وَ نَ دِ )(ص فا. ) ۱ - مربی. ۲ - غذا دهنده. ۳ - به وجود آورنده.

فرهنگ عمید

پرورش دهنده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنکه پروراند آن کس یا چیز که سبب تربیت شود تربیت کننده بزرگ کننده مربی. ۲- غذا دهنده. ۳- بوجود آورنده.

ویکی واژه

مربی.
غذا دهنده.
به وجود آورنده.

جمله سازی با پروراننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه بچه را پروراننده‌اند ستایش به یزدان رساننده‌اند

💡 به هر سو همی رفت خواننده‌ای که بهرام را پروراننده‌ای

💡 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوندی قادر و قاهر و دیان، واحد و وحید در نام و در نشان، یکی یگانه یکتا از ازل تا جاودان، رحمن است دارنده جهان و پروراننده جهانیان، دوستان و دشمنان. رحیم است بمؤمنان و نوازنده ایشان در دو جهان، بنگاشت از کل صورت انسان و برگزید او را بر همه آفریدگان.

💡 تویی آفریننده ی نیک و بد تویی پروراننده ی دام و دد

💡 الر منم آن خداوند که می‌بینم جز من دارنده و پروراننده نه، تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ این آیتها آن نامه است، الْحَکِیمِ. (۱) آن نامه نیکو حکمت راست حکم.

💡 به بر پروراننده بیداد کرد گریبانش از دست وی چاک کرد

شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
نهل یعنی چه؟
نهل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز