نهل

نهل

این واژه در متون لغوی عربی و فارسی دارای معانی متعددی است که محور اصلی آن به آشامیدن و وضعیت مربوط به آب و تشنگی بازمی‌گردد. این واژه در اصل به معنای «نخستین آب نوشیدن» یا آغاز نوشیدن آب آمده است و در مورد شتران نیز به اولین مرحله آب خوردن تا رسیدن به سیرابی اشاره دارد. در مقابل این مرحله، در برخی منابع از مرحله دوم آب خوردن با عنوان «علل» یاد شده است. از نظر معنایی، «نهل» هم به سیراب شدن و هم به تشنه شدن اطلاق شده است که نشان‌دهنده دو حالت متضاد در چرخه رفع عطش است. همچنین در برخی کاربردها، این واژه به صورت اسم مصدر به معنای سیرابی و رفع تشنگی نیز آمده است. در مقابل، گاهی «نهل» به معنای خود تشنگی و عطش شدید نیز به کار رفته و بیانگر نیاز شدید به آب است. علاوه بر این، در برخی منابع لغوی، «نهل» به معنای غذا یا طعام خورده‌شده و هر چیز مناسب برای خوردن نیز ذکر شده است که دامنه معنایی آن را گسترده‌تر می‌کند. در فرهنگ‌های فارسی، این واژه گاه به معنای «نوشیدن آب» یا «تشنگی» به‌طور ساده‌تر بیان شده و کاربرد ادبی نیز داشته است. همچنین «نهل» نام یکی از مبارزان تورانی در متون اسطوره‌ای و تاریخی نیز آمده که نشان‌دهنده کاربرد اسم خاص آن است. در مجموع، این کلمه واژه‌ای چندمعنایی است که عمدتاً به آب نوشیدن، تشنگی، سیرابی و مفاهیم مرتبط با رفع یا ایجاد عطش اشاره دارد و در متون کهن با دقت و تنوع معنایی به کار رفته است.

لغت نامه دهخدا

نهل. [ ن َ هََ ] ( ع مص ) اول شربت خوردن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). نخست آب خوردن. ( منتهی الارب ). آب خوردن شتر به آب خورش نخستین تا سیراب شدن. ( از ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ). فهو ناهل. ( متن اللغة ). منهل. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). || سیراب شدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). || تشنه شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). منهل. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). || ( اِ ) طعام خورده شده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || هرچیز شایسته و لایق خوردن. ( ناظم الاطباء ). هر طعامی که خورده شود. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). || ج ِ ناهل. رجوع به ناهل شود. || اول شربت. ( دستورالاخوان ) ( مهذب الاسماء ). نخستین آب خوردن شتران. زیرا شتر دو مرتبه آب می خورد تا سیراب گردد نخستین را نهل و دویمین را علل گویند. ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِمص ) سیرابی. ری. || عطش. تشنگی. ( از متن اللغة ).
نهل. [ ن َ ] ( اِخ ) نام یکی از مبارزان تورانی. ( از برهان ) ( از انجمن آرا ) ( از رشیدی ).

فرهنگ معین

(نَ هَ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - آشامیدن، نوشیدن آب. ۲ - تشنه شدن.

فرهنگ عمید

تشنگی.

فرهنگ فارسی

۱- (مصدر ) آشامیدن نخستین ۲ - تشنه شدن. ۳ - سیراب شدن. ۴ - ( اسم ) تشنگی: (( و شدت حرارت نهل به آب دهان جگر سوخته ای چند زایل گردانیدن جایز شمرد. ) ) ۵ - ( اسم ) نخستین آبی که بشتران دهند: تا من برفتم زین چمننه سرو ماند و نه سمن بودی همانا اشک من آنگه نهالش را نهل. لامعی. تاریخ ادبیات. دکتر صفاج ۳۹۴:۲ )
نامی یکی از مبارزان تورانی

فرهنگ اسم ها

اسم: نهل (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: nahl) (فارسی: نَهل) (انگلیسی: nahl)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در سپاه افراسیاب تورانی

ویکی واژه

آشامیدن، نوشیدن آب.
تشنه شدن.

بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
اسکالات یعنی چه؟
اسکالات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز