پرآور
«پرآور» واژهای فارسی و مرکب است که به معنای دارای پر و برخوردار از بال به کار میرود. این واژه بیشتر برای توصیف پرندگان یا موجوداتی استفاده میشود که توان پرواز دارند. «پرآور» علاوه بر معنای داشتن پر، به مفهوم تیزپر و تیزرو نیز اشاره دارد و نشاندهنده چابکی و سرعت است. در متون ادبی، این واژه برای توصیف پرندگان یا موجوداتی با حرکت سریع و روان به کار رفته است. «پرآور» گاهی به صورت اسم به معنای خودِ پرنده نیز استعمال میشود. این واژه در شعر فارسی بار تصویری و توصیفی قوی دارد و برای القای سبکی، حرکت و آزادی به کار میرود. شاعران با استفاده از «پرآور» حالت پرواز، شتاب و رهایی را در تصویرسازیهای ادبی برجسته میکنند.
مترادفها
پربار، پرثمر، پرمحصول
متضادها
کمبار، بیثمر
لغت نامه دهخدا
( پرآور ) پرآور. [ پ َ وَ ] ( نف مرکب ) دارای پر. تیزپر. و تیزرو و پرنده. ( برهان ):
گهی با چراگر چراگر شدی
گهی با پرنده پرآور شدی.خواجو ( همای و همایون ).
فرهنگ معین
( پرآور ) (پِ وَ ) (ص فا. ) ۱ - تیزپر، تیزرو. ۲ - پرنده.
فرهنگ عمید
۱. پرنده.
۲. دارای پر.
۳. تیزپَر، تیزرو: گهی با چراگر چراگر شدی / گهی با پراور پراور شدی (خواجو: مجمع الفرس: پراور ).
فرهنگ فارسی
( پر آور ) ( اسم ) ۱- تیزپر تیزرو. ۲- پرنده.
ویکی واژه
تیزپر، تیزرو.
پرنده.
جمله سازی با پرآور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر گه همای همّت او بال گسترد آفاق را تمام به زیر پرآورد