پایزن
لغت نامه دهخدا
پایزن. [ زَ ] ( ص مرکب ) اسیر. || خدمتکار. ( از فرهنگ شعوری ).
فرهنگ معین
(ص مر. ) ۱ - اسیر. ۲ - خدمتکار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- اسیر. ۲- خدمتکار.
ویکی واژه
اسیر.
خدمتکار.
جمله سازی با پایزن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر نهادم بر درت ای جان من بر سر من هرچه خواهی پایزن