پای خوشه

لغت نامه دهخدا

پای خوشه. [ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) ( از پای و خوشه که از خوشیدن بمعنی خشکیدن است ) زمین که از بسیاری آمد شد مردمان سخت و صلب شده باشد. رشیدی در ذیل پای خوش و پای خوشه گوید: «زمین گلناک که لگدکوب کرده از کثرت مالش خشک شود، مرکب از پا و خوش که اسم مفعول است از خوشیدن بمعنی خشک شدن ». و در ذیل پای خوشه آرد: «یعنی زمینی که تر باشد و به آمد و شد مردم و حیوانات خشک شود چه خوشه بمعنی خشک شده آمده... اما یحتمل که پای خوسته باشد که چنین خوانده باشند. واﷲ اعلم ». زمینی راگویند پر از گل و لای که بسبب تردد مردم و حیوانات دیگر بر آن خشک و سخت شده باشد. ( برهان ):
بهار پر برگشته ست پای خوشه زمین
بهشت خرم گشته ست خشک شورستان.فرخی.

فرهنگ معین

(ش ِ ) ( اِ. )زمین پر از گل و لای که به سبب تردد مردم و حیوانات خشک و سخت شده باشد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) زمین گلناک و مرطوب که بسبب رفت و آمد بسیار خشک و سخت شده باشد.
زمین که از بسیاری آمد و شد مردمان سخت و صلب شده باشد

ویکی واژه

زمین پر از گل و لای که به سبب تردد مردم و حیوانات خشک و سخت شده باشد.

جمله سازی با پای خوشه

💡 می کشاند آب را دهقان به زور تا به پای خوشه ها از راه دور

💡 بهار پر بر گشته ست، پای خوشه زمین بهشت خرم گشته ست، خشک شورستان

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز