فرهنگ معین
(حامص. ) ۱ - پاک کردن جایی. ۲ - مجازاً: بیرون کردن یا بازنشسته کردن کارمند یا عضوی از یک موسسه.
(حامص. ) ۱ - پاک کردن جایی. ۲ - مجازاً: بیرون کردن یا بازنشسته کردن کارمند یا عضوی از یک موسسه.
{cleaning} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] بخشی از عملیات پرورش جنگل برای از بین بردن گیاهان مزاحمِ نهال های جنگلی در مرحلۀ خال که سبب تقویت نهال ها می شود متـ. پاک کردن 3
{mopping up} [علوم نظامی] در هم شکستن آخرین مقاومت های دشمن در منطقه ای که محاصره یا جدا شده است یا دیگر یگان ها بدون از میان برداشتن همۀ مقاومت های فعال دشمن از آن عبور کرده اند
{purging} [شیمی، مهندسی بسپار] جانشین کردن ماده ای به جای مادۀ درون یک محفظه به نحوی که محفظه عاری از مادۀ اولیه شود، {clearance, CL, drug clearance} [علوم دارویی] پالایش خون از دارو یا ترکیبات دیگر از راه اندام هایی مانند کبد و کلیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماموریت ارتش هجدهم پاکسازی منطقه بالتیک از نیروهای ارتش سرخ و محافظت از جناح چپ گروه زرهی ۴ بود. این ارتش میبایست با رخنه در استحکامات مرزی شوروی، در هماهنگی با نیروهای زرهی به سمت رود دوینا پیشروی میکرد و گذرگاههایی بر آن به دست میآورد تا عناصر باقیمانده دشمن در غرب این رود را محاصره و منهدم نماید. ارتش هجدهم میبایست ریگا، پایتخت لتونی از جانب شرقی رود دوینا احاطه کرده و به تصرف درمیآورد.
💡 در طی دورانهای نخست، هنگامی که مذهب بودیسم در حال رونق و پیشرفت بود، شمنیسم کرهای بهطور گستردهای در تلاش بود تا از اعتبار بودیسم بهعنوان مذهب رسمی این سرزمین بکاهد. در سالهای پسین، هم بودیسم کرهای و هم شمنیسم آن، به میزان شدیدی مورد پاکسازی قرار گرفتند، تا بدانجا که کار تقریباً به نقطهای رسید که این مکاتب از آگاهی عمومی مردم به کلی محو گردیدند.