فرهنگ عمید
۱. پاره ای از سنگ، یک تکۀ سنگ.
۲. = پارسنگ
۱. پاره ای از سنگ، یک تکۀ سنگ.
۲. = پارسنگ
( اسم ) پارسنگ پاسنگ پاهنگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو دریا خَرَد گوهر از کان تنگ دهد کشتی دُر به یک پارهسنگ
💡 نبیند کس درین ره پارهسنگی که رهرو را نفرماید درنگی
💡 تو از سوز جگر پیمانهای چون لاله پیدا کن که از هر پارهسنگی چشمهساری میشود پیدا
💡 فضای جهان بر فراخیش تنگ ازو کوه البرز یک پارهسنگ
💡 چنان سنگهایش به هم درز تنگ که گویی بنا شد ز یک پارهسنگ
💡 که دیده حصاری ز یک پارهسنگ؟ که با برج چرخ است برجش به جنگ