پارالل

مترادف‌ها

موازی

متضادها

متقاطع

فرهنگ معین

(لِ لْ ) [ فر. ] (اِ. ) دو چوب موازی که آن ها را به طور افقی و نزدیک به هم بر پایه های عمودی نصب کنند و روی آن حرکات ورزشی انجام دهند.

فرهنگ عمید

در ژیمناستیک، دو چوب موازی افقی و نزدیک به هم که روی پایه های عمودی نصب شده اند و ورزشکاران با آن حرکات ورزشی انجام می دهند.

فرهنگ فارسی

موازی، خطمتوازی، مطابق، دوچوب موازی که آنهارا، افقی ونزدیک بهم روی پایه های عمودی نصب کنند
( اسم ) دو چوب موازی که آنها را بطور افقی و نزدیک بهم بر پایه های عمودی نصب کنند و روی آن حرکات ورزشی انجام دهند.

جمله سازی با پارالل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از افتخارات وی میتوان به کسب مدال نقره پارالل تیمی در بازی‌های المپیک تابستانی ۱۸۹۶ اشاره کرد.

💡 برای مدیریت این فرایند باید از کنترلرهایی استفاده کرد که به آنها برد کنترلی سنکرون پارالل می‌گویند.

💡 در واقع پارالل سنکرون دیزل ژنراتور با هم به این معنی است که دو یا چند دیزل ژنراتور در کنار هم به‌صورت موازی می‌توانند همزمان کار کنند و مجموع توان خروجی آنها وارد مدار شود.

💡 اصطلاح سنکرون و پارالل کردن به معنای موازی سازی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران