پابپا

فرهنگ فارسی

قدم به قدم، برابر، همراه
۱ - قدم بقدم. ۲ - برابر همراه طابق النعل بالنعل: پابپای او راه رفت.

جمله سازی با پابپا

💡 برفتن، پابپا فرصت نمیداد بدیدن، گل بگل نوبت نمیداد!

💡 پابپایت می نهد چو فردا مرگ بی امان می گذاری تا به کی سر بر سر و سامان خویش؟!