وکیل در

لغت نامه دهخدا

وکیل در. [ وَ ل ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) وکیل دربار و نایب مناب. ( برهان ) ( آنندراج ). نماینده ای بوده است که امرا و حکام اطراف در درگاه پادشاه مقیم میداشته اند که کارهای مربوط به ایشان را انجام دهد و مراقب مصالح کار باشد: انوشروان ترتیب وزارت او چنان کرد که دبیر بزرجمهر و نایب نزدیک کسری آمدشد توانستی کرد و ما این نایب را وکیل در خوانیم و به پهلوی ایرانمازغر گفتندی. ( فارسنامه ابن البلخی ص 91 ). و بوسعد مسعدی را که معتمد و وکیل در است [ وکیل در از جانب خوارزمشاه ] از جهت وی مثال داده شد تا آن را به زودی نزدیک وی برند و برسانند و جواب بیارند تا بر آن واقف شده آید. ( تاریخ بیهقی چ دانشگاه مشهد ص 104 ).

فرهنگ معین

( ~ دَ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) کسی که واسطة میان امرا و سلاطین بوده و تقاضای مردم را به آنان می رسانیده.

فرهنگ فارسی

وکیل دربار و نایب مناب نماینده ای بوده است که امرا و حکام اطراف در درگاه پادشاه مقیم میداشته اند که کار های مربوط بایشان را انجام دهد و مراقب مصالح کار باشد

ویکی واژه

کسی که واسطة میان امرا و سلاطین بوده و تقاضای مردم را به آنان می‌رسانیده.

جمله سازی با وکیل در

💡 که چون به کعبهٔ رسی هیچ یاد من نکنی که از وکیل دربد تباه گردد کار

💡 هی در ۲۹ اکتبر ۱۹۱۹ در خانه فردریک هی و لیدیا تراشسلر در برن متولد شد. اکثر جوانان سوئیسی در فضای سیاسی پیش از جنگ دوم جهانی و تنش‌های آن در ژنو درگیر بودند. هی در دانشکده ژنو حقوق خواند و در سال ۱۹۴۴ در آزمون کانون وکلای ژنو شرکت کرد. از ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵ وی به عنوان وکیل در ژنو کار کرد.

فصاحت یعنی چه؟
فصاحت یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز