وول

لغت نامه دهخدا

وول. ( اِ ) در تداول، جنبش. حرکت. || در هم تپیدن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(اِ. ) (عا. ) تکان، جُنبش.

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱- جنبش حرکت. ۲- درهم تپیدن.

ویکی واژه

(عا.)
تکان، جُنبش.

جمله سازی با وول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آستر فرانکس، بازیکن فوتبال اهل بلژیک است که برای باشگاه وولفسبورگ بازی می‌کند‌.

💡 نه‌ققاش نوقووش هه‌یوولا و صووه‌ر ره‌ضا‌مه‌ند جه خه‌یر، با خه‌به‌ر جه شه‌ر!

💡 وجهة فی کثرة الاصداع امسی واحدا نیست جز یک روولی سد حلقه در زلف دو تاست

💡 کس نیست که نیست بهره ور از توولیک اندر خور خود به جرعه‌ای یا جامی

💡 طه‌رراز بالای توول نه چه‌مه‌نان صه‌فا ده‌هنده‌ی سینه‌ی ده‌رویشان

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز