ولخرج
لغت نامه دهخدا
ول خرج. [ وِ خ َ ] ( ص مرکب ) آنکه پول خود را بیهوده خرج کند. اسراف کار. مسرف. باددست.
فرهنگ معین
(وِ. خَ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) (عا. ) آن که پول خود را بیهوده خرج کند، مسرف.
فرهنگ عمید
آن که پول خود را بیهوده خرج می کند.
فرهنگ فارسی
(صفت ) آنکه پول خودرا بیهوده خرج کند اسراف کار مسرف.
جمله سازی با ولخرج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به حادثه، بازرسان دامنپوش، ولخرج، پام پام و همیشه اژدها اشاره کرد.
💡 در داستانهای کلاسیک و متون کهن ادبی، شخصیتهای ولخرج معمولاً با رفتارهای بیپروا و بیبندوباری شناخته میشوند که باعث دردسر برای خانواده و اطرافیان خود میگردد.
💡 آن جوان ولخرج که تمام دارایی خود را در مجالس میگساری و خوشگذرانی هدر داده بود، در نهایت به تنهایی و در فقر مطلق به زندگی خود ادامه داد.
💡 نویسنده با توصیف دقیق ویژگیهای اخلاقی آن مرد ولخرج، توانست به خوبی تضاد میان شرافت و فساد اخلاقی را در فضای داستان برجسته و ملموس کند.