اسراف کار

مترادف‌ها

زیاده‌رو، ولخرج

متضادها

مقتصد، صرفه‌جو

لغت نامه دهخدا

اسراف کار. [ اِ ] ( ص مرکب ) که گزاف خرج کند. ول خرج. مسرف. مبذّر.

فرهنگ عمید

اسراف کننده، کسی که بی اندازه خرج می کند، ولخرج، مسرف.

فرهنگ فارسی

که گزاف خراج کند

جمله سازی با اسراف کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نوشته‌اند که شدت علاقه‌مندی شاه‌جهان به همسرش چنان بود که تمامی موی سر شاه جهان در سال دوم فوت همسرش سفید شد. او وصیت ممتاز محل را مد نظر داشت و چنان‌که نوشته‌اند در مدت زندگی خود پس از فوت همسرش که نزدیک به سی و شش سال بود (۱۰۴۰ تا ۱۰۷۶ ه‍.ق) ازدواج نکرد و در این مدت دخترش، جهان آرا از او نگهداری می‌کرد. البته آرزوی ممتاز محل در مورد عدم بروز جنگ میان فرزندانش تحقق نیافت، چرا که اورنگ زیب پسر سوم شاه جهان به برادرش دارا شکوه که شخصی ادیب و اندیشمند بود، حسادت می‌ورزید. اورنگ زیب پدر را دستگیر و زندانی کرد و بردارش دارا شکوه که به فرهنگ فارسی و ایرانی علاقه وافری داشت را به اتهام ارتداد به قتل رساند و خود قدرت را به دست گرفت؛ و پدرش را به جرم اسراف کاری و ساخت بنای شرک آمیز (آرامگاه تاج برای همسر) را زندانی و تا مرگ در اسارت نگه داشت.

💡 مدیریت صحیح منابع در سازمان‌ها باعث می‌شود که افراد اسراف کار از چرخه تصمیم‌گیری خارج شوند و بهره‌وری کلی مجموعه به شکل چشمگیری افزایش یابد.

💡 هر فرد اسراف کار در مصرف مواد غذایی، ناخواسته به بخشی از بحران جهانی گرسنگی و نابرابری در توزیع منابع اولیه در جهان دامن می‌زند.

💡 برای جلوگیری از رفتارهای اسراف کار، دولت‌ها باید قوانین سختگیرانه‌ای را در مورد مدیریت پسماند و بازیافت مواد در صنایع بزرگ و کوچک وضع کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران